گلبرگگلبرگ، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

میوه تابستونی دلچسب

تولدم با تو

سلام دخملم امروز از ساعت 7/30 صبح هی تو دلم فوتبال بازی میکردی. حتما میدونستی که تولدمه واییییییییییی چه حس قشنگیه که درست تو روز تولدم یه نی نی هم تو دلم دارم  که تا 1 آینده به دنیا میاد . سال دیگه این موقع تو هم پیشمونی و 11 ماه داری. آخخخخخخخخخخخخخخخ جون. قراره شب با بابایی بریم بیرون. پس بهتره که برم کارامو بکنم. قول بده که دختر خوبی باشی و امروز کلی تکون بخوری. عاشقتمااااااااااااااااااا
9 مرداد 1391

تولد بابایی

سلام عشق مامانی چقد تابستون امسال با سالهای پیش فرق میکنه. امسال بابایی  تولد 36 سالگی شو با تو جشن گرفت وچقدر خوشحاله و همش میگفت سال دیگه این موقع گلبرگم هم پیشمونه . کلی هم از کادوی من و تو خوشش اومد آخه میدونی که بابایی حواس پرت شده و 2 از حلقه هاشو گم کرده.منم به دایی ممد سفارش داددم تا براش بسازه ولی حیف که کوچیک شد.اشکال نداره عوضش کلی سورپرایز شد. مامان منصوره(مامان بابا ) اینا هم ، هم اومدن سیسمونیتو دیدم هم کلی کادوهای خوجل خوجل برای من و شما و بابایی آوردن دستشون درد نکنه. هفته دیگه تولد مامانیه میام برات پست جدید میزارم حتما یه دنیا بوسسسسسسسسسسسسسسسسس
1 مرداد 1391

سونوگرافی هفته 30

سلام گل قشنگ من   خوبی مامانی؟ دیروز که روی قشنگتو دیدم فهمیدم که حالت خوبه. بعد از 2 ماه بالاخره خانم دکتر سونو داد و منو فرستاد پیش دکتر شاکری . خودش که خیلی تعریفشو میکرد تازه من فکر میکردم که سونوی سه بعدی داده وقتی رفتم تو دیدم شروع کرد به سونوی معمولی .اولش یه کم ناراحت شدم ولی بعد قانع شدم که حتما نیازی نبوده آخه گلم همه میگن که سه بعدی ضرر داره.خلاصه گل قشنگمو با یه صورت گرد دیدم.  بابایی هم از قیافش معلوم بود که از دیدن شما داشت کیف میکرد. مامان بزرگ هم اومده بود ولی طفلک هی میگفت توی این که چیزی معلوم نیست. اینم از مشخصات شما: قد حدودا 40 سانتیمتر            ...
15 تير 1391

دلنوشته

 سلام به دختر نازم خوبی مامانی. الان یه دفعه دلم خواست یه چند خطی برات بنویسم. 4 شنبه که رفتیم دکتر و گفت همه چی خیلی آزمایش دیابت هم خوب بود. وزن مامانی هم تا به امروز 10 کلیو اضافه کردم 50 کیلو بودم الان شدم با اجازت 60 کیلو  خوبه فقط چون من خیلی درد دارم گفت که باید بیشتر استراحت کنم . یه سونو هم داد برای هفته دیگه. اخ جون 28 هفتگیت هم امروز تموم شد امروز صبح که از خواب بیدار شدم هوس ته جین کردم و قبل از اینکه برم کلاس سریع برنجشو خیس کردم و وقتی از کلاس امدم تند تند درست کردمش.الانم منتظرم تا دم بکشه و دوتایی با هم نوش جان کنیم. آخه مامانت یه کد بانوی حسابیه. راستی از کلاس برات بگم : مامانی شما یه ماهی میشه که میره کلاس...
8 تير 1391

گلبرگ 26 هفته شد

گل من    26 هفته و 2 روز و 12 ساعت که تو دل مامانشه   آخ جون داریم کم کم به هفت ماهگی هم نزدیک میشیم. هنوزم باورم نشده که من یه مامانم میدونی دخترم وقتی تکون نمیخوری و یا حتی وقتی تکونات ضعیفه من چقد میترسم میدونی مامانی وقتی اینقد دلم درد میگیره که فقط باید دراز بکشم چقد نگرانت میشم. پس تو هم دختر خوبی باش و دل من سفت بچسب و محکم و قوی باش و نزار این چیزا روت تاثیر کنه تا هفته 37 . از اون به بعد دیگه نگران نیستم و همه چیزا رو میسپرم به خدا راستی رفتیم با دایی علی قشنگترین رو تختی رو برات خریدیم عکسو بعدا برات میزارم. الانم منتظر نشستم تا تخت و کمد شما بیارن و نصب کنن. از بابایی برات بگم همش راه...
6 تير 1391