میوه تابستونی دلچسب

3 ماهگی و سالگرد ازدواج ما

دخمل 3 ماهه من عزیز دلم 24 آذر 3 ماهه شدی تازه 24 آذر 7 سالگرد ازدواج ما هم بود و دوباره شال و کلاه کردیم و رفتیم گردش با سمیرا اینا. کادویی هم که گرفتم میدونی چی بود؟قراره بابایی ما رو ببره کیش..... آخ جون. میخواستم ازت کلی عکس بندازم بزارم ولی چون شوفاژ خونمون خراب شده اومدیم یه چند روزی خونه مامان بزرگ. هر وقت رفتم خونه برات عکسا رو میزارم هزاررررررررررررررررررررررررررررر تتتتتتتتتتتتتتتتاااااااااااااااااااا دوست دارم  
26 آذر 1391

ماه محرم

دخملی من عزیزم چند روزی تعطیل بود و کلی بردمت بیرون و تو هم مثل همیشه دخمل بسیار خوبی بود. پارسال این موقع حتما تو لیست انتظار نشسته بودی و از اون بالا ما رو نگا میکردی. خیلی دلم میخواست برای نیم ساعت هم شده ببرمت داخل هیت ولی پا نداد.ایشاله سال دیگه همه جا با خودم میبرمت.دست بابایی هم درد نکنه که تو رو میخوابوند تا من برم هیت . برات نذر کردم که ایشااله تا 2 سال مثل همین الان خوشگل شیر بدمت و تو هم خوشگل شیر مامانی رو فقط بخوری. راستی عکسای آتلیه هم خیلی قشنگ شد . حتما برات میزارم
6 آذر 1391
1